هنگامی که پا به عرصه گیتی نهاد، او را به خدمت پیامبر (ص) بردن. ایشان ضمن دعا به درگاه خدا و گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ، از علی (ع) پرسید: آیا نامی بر او گذارده‏ای؟ امام فرمودند: من هرگز در نامگذاری بر شما پیشی نمی‏گیرم. آن گاه پیامبر فرمود: من نیز بر خدا پیشی نخواهم جست. در این لحظه، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: خدای بزرگ بر تو سلام می‏رساند و می‏فرماید: علی نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی است. نام این نوزاد را به نام پسر هارون بگذار. پیامبر پرسید: نام او چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: شُبَّر. حضرت فرمود: زبان من عَربی است. جبرئیل گفت: نامش را حسن بگذار.

جالبه که بدونین امام حسن (ع) دوبار تمام اموال خودشون رو در راه خدا خرج کردن و سه بار ثروت خودشون رو به دو نیم کرند و نصف اون رو در راه خدا بخشیدن.

تو روایات آورده اند که حضرت بر جمعی از فقرا عبور کرد که روی زمین نشسته و تکّه‏های نانی در پیش روی خود گذاشته بودن و از اون می‏خورن. وقت حضرت رو دیدن، تعارف کرده، گفتن: ای پسر رسول خدا، بفرما. امام پیاده شد و فرمود: «به راستی که خدا مستکبران را دوست نمی‏دارد» و سپس شروع کرد به خوردن غذای آنان و چون سیر شدند، آن‏ها را به مهمانی خود دعوت کرد و پس از پذیرایی و اطعام؛ بر تن آنان لباس پوشانید. سپس فرمودند: «فضیلت و برتری از آن آن‏هاست؛ زیرا آن‏ها به غیر از آن چه ما را بدان پذیرایی و اطعام کردند، چیزی نداشتند، ولی ما بیش از آن چه دادیم، باز هم داریم»!

یکی از ویژگی‏های بخشش امام مجتبی (ع) ، این بود که به شکلی هدیه‏های مالی را تقدیم می‏کرد که باعث نجات یک زندگی و فرد از فقر بشه. آورده‏اند که مردی از آن حضرت تقاضای کمک مالی کرد. حضرت پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به وی ارزانی داشتند، سپس فرمودند: برو باربری را بیاور که این پول‏ها را برای تو حمل کند. مرد باربری را آورد. حضرت ردای سبز خود را به مرد سائل داده و فرمودند: این کرایه باربر است.

هم‏چنین آورده‏اند که روزی فردی از بیابان‏نشینان به خدمت حضرتش شرفیاب شده، پیش از آن که اظهار نیاز کند، حضرت امر فرمودند که هر چه در خزانه هست به او بدهند. وقتی به سراغ خزانه رفتند، بیست هزار درهم در آن جا یافتند و همه را به سائل دادند. او شگفت زده شد، حضرت فرمودند: ما گروهی هستیم که بخششمان بی‏درنگ صورت می‏گیرد.

و اما بقیع...

وقتی از پله های بقیع بالا می ری بوی غربت واقعی رو برای اولین بار تو عمرت حس می کنی. اشکات دیگه طاقت موندنو ندارنو و خودشونو به خاک داغ و تشنه ی بقیع می رسونن ضربان قلبت تند می شه . وقتی چشات به خاک مزار امام حسن که بدن تیر بارون شده ی ایشون رو تو آغوشش گرفته می افته دلت می ترکه  و بغضتو می شکنو و ...

 

 

خیلی دلم گرفته از خیلی ها که می گن بقیع سایه بون یا گنبدی نداره ، اما نمی دونن، سایه بون بقیع که دیدنی نیست گنبد بقیع از جنس دلای پاک محبان مکتب علی (ع) ساخته شده.

روزها و روزه هاتون قبول درگاه خداوند سبحان و مهربون.

میون ربنای سبز دستاتون منو هم فراموش نکنین.التماس دعا...