بیاندیشم4
قصه نردبان!
ریحانه مولوی
دزدی از نردبان خانه ای بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا کجاست و صدای مادرانه ای جواب می دهد: خدا در جنگل است عزیزم. کودک می پرسد: چه کار می کند؟! مادر می گفت: نردبان می سازد. دزد از نردبان پایین آمد و در سیاهی شب گم شد.
سال ها بعد دزدی از نردبان خانه ی حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا چرا نردبان می سازد؟ حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد به نردبانی که سال ها پیش از ان پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را بالا ببرد.(خوشبختي)
دوستانه
(khoshbakhti & golkaram)
nazar be inke dar ruze entekhab vahed shimi fizik faghat 23 nafar zarfiat dasht vabachehaye ma hodudan 80 90 nafaran mishan kesaii ke natunestan in dars ro bardaran dar in comment ba esme khodeshun nazar bezaran ta age be hade nesab resid ye darkhast bedim ta ye goruh ezafe beshe .kesi ke in matno mikhone lotfan be baghie ham etela resani kone.
khoshbakhti.
بیاندیشم3
قدرت کلمات!
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست و شما خواهید مرد.
دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارند. چون نمی توانید از گودال خارج شوید و به زودی خواهید مرد.
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ی دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. بقیه قورباغه ها صدا می زدند که دست از تلاش بردار اما او با تلاش بیشتری تلاش کرد و سرانجام از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرف های ما را نشنیدی؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!!!(خوشبختی)
بیاندیشم2
اراده!
مهدی کفاش
سردار شکست خورده مورچه را می دید. که دانه ای چند برابر خودش را به زحمت به بالای دیوار می کشد. اندیشید: چه کار دشواری؟!
هرچه منتظر ماند تا دانه از دهان مورچه رها شود و بیفتد تا دوباره تلاش کند نیفتاد. به ناچار با انگشت مورچه و دانه را انداخت. هفتاد بار انداخت و وقتی از اراده و پشتکار مورچه درس گرفت مورچه را له کرد.(خوشبختي)
بیاندیشم1
آن سوی پنجره!
در بیمارستانی دو مرد در یک اتاق بستری بودند یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تختش بخوابد آنها ساعت ها با هم صحبت می کردند از همسرو خانواده و خانه و سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند.
هر روز بعد از ظهر مردی که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد بیمار دیگر در مدت این ساعت با شنیدن حال و هوای بیرون روحی تازه می گرفت.
مرد کنهر پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت این پارک دریاچه ی زیبایی داشت مرغابی ها و قوها در آن شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آن سرگرم بودند درخت های کهن منظره های زیبایی به آنجا بخشیده بودند
و تصویر زیبایی از شهر در افق دور دست دیده می شد مرد دیگر که نمی توانشت آنها را ببیند چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهنش مجسم می کرد و احساس زندگی می کرد
روزها و هفته ها سپری شد. یک روز صبح پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود جسم بی جان مرد کنار پنجره را دید که در خواب و با کمال آرامش از دنیا رفته بود پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند
مرد دیگر تقاضا کرد که او را به تخت کنار پنجره منتقل کنند پرستار این کار را برایش انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد آن مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون پنجره بیاندازد حالا او دیگر می توانست زیبایی های بیرون را با چشمان خودش ببیند هنگامی که از پنجره به بیرون نگاه کرد در کمال تعجب با یک دیوار آجری بلند مواجه شد!
مرد پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرد چنین مناظر دل انگیزی را برای او توصیف کند؟
پرستار پاسخ داد:شايد او می خواسته به تو قوت قلب بدهد چون آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست این دیوار را هم ببیند!!! (خوشبختی)
محرم
امام حسين فرمود: عاقل، با کسي که مي ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمي شود، از کسي که مي ترسد او را رد کند درخواستي نمي کند، به کسي که مي ترسد او را بفريبد تکيه نمي نمايد و به کسي که به اميد او اطميناني نيست اميد نمي بندد.
***
شکوۀ تاریخ بسیار است از بیدادها..........سینه ای لبریز دارد زآتشین فریادها
این خبرپرداز دیرین در گذرگاه زمان.......... خون نگاری کرده در بسیاری از رخدادها
روی گردان هست از خودکامِگان فتنه جو ..........منزجر از حاکمان جُور و استبدادها
گاه از بیداد فرعون است بر موسی خجل..........گاه نفرین می کند بر سیرت شدادها
شرم دارد از بیان ماجرای رنج نوح ........... سخت بیزار است از قوم ثمود و عادها
در نخستین زآنچه از قابیل بر هابیل رفت ........... طرح نوپای عداوت افکنَد بنیادها
تا جهان بوده ست و این بوده ست کز نامردمان ........... می رسد بر صاحبان زور و زر امدادها
حق میان تنگنای جُورِ باطل منزوی ........... در سیَه چال ستم زندانیند آزادها
می نهد نمرود ابراهیم را بر منجنیق .......... تا به نارِ کین دهد خاکسترش بر بادها
خون یحیی را میان تشت میریزند چون .......... جُرمِ یحیای نبی نهی است از افسادها
حق و باطل بوده در هر عصر و دوران در ستیز .......... رادمردان جان و سر دادند بر میعادها
روزگاران در خود از این ظلم سنگین تر ندید .......... زآنچه بر آل محمد(ص) رفت از بیدادها
تا قیامت قصه ی مظلومی آل عبا ............ زنده می ماند به همراه زمان در یادها
نازنین رویان زهرا(س) را زِتن سر می بُرند ............ افکنَند از پایِ در خون قامت شمشادها
بَهر قتل یک تنِ تنها میان قتلِگاه ............ پیش می تازند و چون درندگان جلادها
دین به دنیادادگان در اشتیاق مُلکِ رِی ............ می کنند اجرای فرمان حرامی زادها
مرگ بر قدّاره بندان ، ننگ و نفرین بر یزید ........... زنده باد آزادمردی از حسین در یادها
تن به ایثار و شهادت می دهد مولای ما ........... تا شکوفاند گل بیرنگ استعدادها
آنچه ما آموختیم از مکتب سرخ حسین(ع) .............. هیچ دانشجو فرا نگرفت از استادها
سرور آزادمردان با قیام کربلا ............... بر بلندای قرون زد پرچم ارشادها
یعنی ای انسان نباید رفت زیر بار ظلم ............. خصلت ذلت پذیری نیست خوی رادها
ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کن ............... برکن از بُن ریشه ی طلقِ ستم بنیادها
آنکه در احیای حق شهد شهادت می چشد ............ فانی فالله ست ، با مرگش بُوَد میلادها(مرحوم عبدالحسین عتیق از بهبهان)
(خوشبختی و اصغری)
بار سازی بلاگ
۱- هر فرد حداکثر در دو گروه می تواند فعالیت کند .
۲- در صورت گذاشتن نظر بدون اسم شب آنروز نظر حذف خواهد شد .
۳- در صورت گذاشتن مطلب در گروههای دیگر فرد مورد نظر با دادن تذکر از بلاگ حذف خواهد شد .
گروههای پیشنهادی :
۱- علمی
۲- هنری
۳- موسیقی
۴- ورزشی
منتظر پیشنهادات و انتقادات دوستان هستیم
سوال: چرا مرغ از خيابان رد شد؟
سوال: چرا مرغ از خيابان رد شد؟
YADAM RAFT
affarin
tabrik migam kheili pishraft kardin ,24 saat nashod naioomadam mese bacheha oftadin be joone ham ke baz.aghaie ia shayadam aghayoon va khanoom haye zerang ,kheili khoob va por sorat saey dar takhribe web dashtin vali faghat tavanaiitoon sorate.
avval begam snake tabrik migam ke doobare dar in web hozoor yafti az ghabl ham faal tar shodi.
badesh bayad begam aghaye asghari ta be hall hich hozoori dar in web nadashte va hameie harfayy ke az tarafe ishoon va barkhi harfayy ke az janebe afrdai mese khanoome peida zade shode cherto perte.bacheha shoma daneshjooid ,lazem nist be hamin rahati gool bokhorid va harfaii az in dast ro be khod begirid ,.
afradi ke yekam asabani shodan mesle miss fatemi miss shayeste miss faramarzi mr sohrabpour mr taherkhani va chandtaye dige ,bayad begam arameshe khodetoono hefz konid ,etefaghe khasi naioftade ke miss fatemi ye sery masaele falsafi-albate az nazare bande-baian nemoodan aghaie sohrabpouram yekam bahashoon bahs kardan ,dar mordede ensaniato elmo bartari in do ta be ham ,ke ma ha hanooz javoonim va kam pish miad harfe ham ro ghabool konim,pas faghat ba ham bahs konid ,har kasi ahdafi dare too zendegish .mohem ine ke ghadami bar dare dar in rasta .ali jan va kasaie digei ke ba nazarate ishoon movafeghan .kasi az shoma ke mige ensaniat va ye joori shoar mide bere be samte ensaniat ,yekam ba mehrabooni sohbat kone ,oon kai ke mige elm bere donbale elm ,vali ensanit va ensane kamel kasie ke hadafe boland dashte bashe meseMIT
va hamishe ba doostash khosh barkhord bashe .rasti chera har ki har chi mige shoma javab midin ?
khob ieki ie nazari behetoon mide shoma ham yekam behesh fek konido age khoob bood amal konid behesh .in joori be ghole bazia ham chat nemishe ham dava.behtare 4 5 bar bishtar javabe hamo nadin ta chat nash!yekamam khoonsard bashin ,chand nafar be man zang zadan migan web dare az ham mipashe ,
avvalan ke bepashe ,khob ?! gharar nist madamol omr bashe ke,ghablan ham goftam dobare misazim,har ki ham cherto pert ta hala neveshte dige nemiarim ,taghriban ta oon moghe hame shenakhte mishan.vali lazem nist kheili betarsion ,faghat khoon sard bashin ,hichi nemishe .
reza jan lotf kon ta 2 3 rooze aiande too in web chizi nanevis age dar dadane shomare va ido in chiz amovaffagh shodi behet tabrik khaham goft,chon badesh majboor misham felan hazfet konam .ke ziad maiel niostam chon niatet hefze webe .BE HAME MIGAM :AGE KASI AZ IN BE BAD JAVABE AFRADE NAHSENAS RO BEDE MAN BE MODDATE 3 ROOZ AZ WEB HAZFESH MIKONAM .AGE CHERTOPERT BENEVISE YA BAD HARF BEZANE HAM HAMINTOR ,AGE BE MANZOORE KHASSI CHIZI BENEVISE HAM HAMINTOR.KASAII KE OZVE WEB NISTAN NAZARATESHOON RO NAKHOONIN TA MAN PAKESHOON KONAM KE FAGHAT KARE MAN RO SAKHT MIKONANO VAGHE MANO MIGIRANO POOLE TELEFONAM BISHTAR MISHE.MAN DAR AVVALIN FORSAT IN CHERTO PERTA RO HAR ROOZ PAK MIKONAM.AGAR KASI HAM BA NAME DIGE BIAD CHERTO PERT BENEVISE ,SHOMA AVVAL BE CHERTO PERT NEVESHTANESH SHAK KONIN ,CHON BACHEHAYE ADAME IN WEB AZ IN CHIZA NEMINEVISAN.NA INKE SARI JAVABESHO BEDIN,MAN DAR SOORATE DIDANE HAM CHIN ETEFAGHI SARI BE TARAFE MARBOOTE ZANG MIZANAM VA NAZAR RO YA TAIID MIKONAM Y APAK MIKONAM.FAKKAM DAR GEREFT.RASTI VAGHTI NAZARI DADIN ,GHABL AZ SABTE MATLAB GOZINEYE SABT BAD AZ TAIID RO ENTEKHAB KONID VAGAR NA NAZARETOON PAK MISHE.
از طرف امید اصغری از بچه های پلیمر
سلام , خداحافظ
چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گمشده بر دیوار... (حسین پناهی)
سلام به همه ی دوستان خوبم
در آغاز چون ساخت چنین وب نوشتی رو لازم می دونستم دوست دارم سپاسگزاری خودم رو نسبت به مثلث موسس آن{آقای گل کرم,خانم مقدسی و خانم فرامرزی} ابراز کنم و البته نگرانی خودمو از عدم حضور بعضی دوستان نیز اعلام کنم...
چند نکته رو لازم می دونم به دوستان تذکر بدم: اولین موضوع اینکه هیچ جامعه و تشکلی در جهان پایدار نبوده مگر اینکه اون عامل اشتراک و اون حس مشترک اعضا برای تشکیل اون گروه حفظ شده باشه...پس اگه می خواین این وب نوشت مثل بقیه ی کارایی که دوستان خواستند انجام بدن و نتوستن نباشه این همکاری یا البته به نظر خودم همدلی رو حفظ کنین.
دومین بحث من راجع به موضوع مهم انتخاب واحده که به نظر من در ترم دو گندش بالا اومد و فکر کنم اکثر بچه ها فهمیدن که به هر جهت انتخاب واحد درستی انجام ندادیم چه از لحاظ انتخاب استاد و چه از لحاظ انتخاب درس ها...
پس اگه دوست دارین دیگه توی این ترم به این مشکلات بر نخوریم لازم میدونم به سبک احساسی ترم دو برخورد نکنیم.
سومین و آخرین بحثم رو در مورد بعضی مشکلات گروه مهندسی شیمی و بطور کلی دانشگاه ادامه می دم.
چیزی که بر همه ی ماها واضحه اینه که یه سری خوبیایی دانشگاه ما داره که من دوست ندارم بر هیچ کسی پوشیده بمونه مثلا اینکه استادای جوون دانشگاه ما نسبت به بقیه ی دانشگاه ها خیلی بیشتره اینو می تونم با آمار و ارقام ثابت کنم مثل دکتر عرفی-دکتر پیغان-دکتر حسینی-دکتر براتی-دکترامانی-دکترعبدی پور و... که واقعا نکته ی مثبتیه و البته خیلی دوستان انکار میکنن که خودش جای بحث داره ولی از اینا که بگذریم برا رفع مشکلات دانشگاه هم باید همه دست به دست هم بدیم و تلاش کنیم تا شاید مشکلات اساسیمون و نیازهای واقعیمون رفع بشه.من یه لیست از مشکلات آماده کردم که ایشالا در ابتدای سال تحصیلی با مشورت دوستانم گزارش داده میشه که چنتاشو اینجا عنوان میکنم:اول اینکه نباید برای بعضی دروس فقط یه استاد معرفی بشه که قدرت انتخاب از دانشجو گرفته بشه مثل شیمی عمومی و شیمی تجزیه که سند خورده به اسم آقای حبیبی و شیمی آلی که دکتر کریمی همیشه تدریس اونو بعهده داشته.
دوم اینکه زبان برنامه نویسی که در دانشکده ی ما تدریس میشه (پاسکاله) که واقعا می تونم به جرات بگم که دیگه با وجود زبانی همچون (سی) کارایی برا دانشجویان مهندسی نداره و در هیچ دانشکده ی فنی و مهندسیه معتبری تدریس نمیشه
سوم بحث حضور و غیابه کلاسای تخصصیه که اینو فکر کنم همه بدونن که در هیچ دانشگاهی در دروس تخصصی حضور و غیاب انجام نمیشه چون استادا اون قدر قوی هستند که دانشجو لازم میدونه در کلاس حاضر باشه و یکی هم سرعت واقعا پایین اینترنت دانشگاهه که دیگه این مورد رو خود مسئولین هم نمی تونن انکار کنن مثلا در هیچ دانشگاه دولتی سرعت دانلود از صد کیلوبایت بر ثانیه کمتر نمیشه که این عدد نزدیک چهارده برابر سرعت دانلود دانشگاه ماست که جای تاسف داره و مشکلای دیگه که مجال بیان اونا نیست
در پایان ازینکه با این متن سرتونو درد اوردم از همه ی خانم ها و آقایون عذر می خوام و از خدای مهربون,سادگی(!) رو واستون آرزومندم.
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها...