خاله و دایی و عمو و عمه
پس اینو بخونین...
خاله: ![]()
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
زير شاخه ها:
شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.
عمه: ![]()
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل:
۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
زير شاخه ها:
شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني
دارد و چندش آور است. (خدایی این یکیو خوب نیومدم)
پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.
دایی: ![]()
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
زير شاخه ها:
زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد.
پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
مشاغل كاذب:بچه حلال زاده به داییش میره
سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.
عمو: ![]()
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زير شاخه ها:
زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد.
دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است.
شروع کلاس ICDL2
استفاده نادرست از “كيبورد” و “ماوس” كامپيوتر.در زير چند عكس از عمل جراحی اين عارضه به دست آمده

تكنيك هاي صحيح استفاده از اين دو ابزار و نيز چند نرمش ساده








شما بگید...
خدا رو چه دیدید شاید گذر یکی از مسئولان هم به وبلاگ ما افتید!!!
اول از همه هم خودم نظر میدم...
بیاندیشم4
قصه نردبان!
ریحانه مولوی
دزدی از نردبان خانه ای بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا کجاست و صدای مادرانه ای جواب می دهد: خدا در جنگل است عزیزم. کودک می پرسد: چه کار می کند؟! مادر می گفت: نردبان می سازد. دزد از نردبان پایین آمد و در سیاهی شب گم شد.
سال ها بعد دزدی از نردبان خانه ی حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا چرا نردبان می سازد؟ حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد به نردبانی که سال ها پیش از ان پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را بالا ببرد.(خوشبختي)
دانشگاه به این میگن...
«جندي شاپور» دزفول، قديميترين دانشگاه جهان
قديميترين دانشگاه جهان( جندي شاپور دزفول) را شاهپور يکم ساساني، در شهرهم نام با آن، که در نزديکي دزفول بود، بنا نهاد. در آن يک دانشکده پزشکي نيز وجود داشت و تا سدههاي بسيار پس از آن، مرکزي براي جذب و پرورش دانشمندان بود. دانشمندان ايراني، يوناني، هندي و رومي در آن به تحقيق و مطالعه ميپرداختند.
در کنار اين مجموعه بيمارستان بزرگي نيز وجود داشته است. پس از سقوط ساسانيان و ايالتهاي حيره و اراک(عراق)، خوزستان و سپس پارس، به دست مسلمانان افتاد و اين دانشگاه تا اندکي به زندگي خود ادامه داد.
اين دانشگاه در اندک زماني پس از سقوط ساسانيان، با سرپرستي ايرانيان به کار خود ادامه ميداده است. شهر جندي شاپور نيز پس از چند سده رو به نابودي رفت و در مهاجرت بزرگي، خيل نوادگان اين دانشمندان به شهرهاي دزفول و شوشتر رفتند. هم اکنون از اين دانشگاه جز آثار خرابهاي که در موقعيت کنوني شهر جندي شاپور - روستاي شاه آباد دزفول - چيزي نمانده که آنها هم، در اثر فعاليت هاي کشاورزي در خطر نابودي کامل هستند.
کتابهايي که از فعاليت در اين دانشگاه باقي مانده است، در دنيا هنوز نيز مرجعي براي بسياري از موضوعات علمي بويژه پزشکي است.
ويل دورانت، تمدن ايراني را، بواسطه داشتن اين دانشگاه مي ستايد.
انيشتن، در غياب شاگردش پروفسور حسابي، او را بخاطر تعلق به کشوري که در ١٧٠٠ سال پيش دانشگاهي آنچنان داشته است، مي ستايد و به او ميبالد.
انيشتن اينچنين ميگويد: در زماني که پيشينيان من در جنگلهاي اروپا همديگر را مي خوردهاند، در سرزمين ايشان دانشگاه برقرار بوده است.
جالب اينجاست، که در خود اين سرزمين، کمتر کسي حتي نام اين دانشگاه را ميداند
خسرو اول كه لقبش انوشيروان (روح جاويدان) بود، در سال ۵۳۱ بر تخت نشست. وزارت انوشيروان برعهده بزرگمهر بود كه به دانايی و كياست شهرت داشت. انوشيروان علاوه بر ايران نزد اعراب و حتی بيزانس به عنوان حكمران حكيم شهرت داشت. عصروی دوران درخشان و متحول فرهنگ ايران باستان است. انوشيروان ايران را به چهار بخش (پازگوس) تقسيم كرد، اموال و املاك بزرگان به آنان باز گردانده شد، اخذ ماليات اصلاح شد و حتی هزينه عروسی بسياری از جوانان فراهم شد و نكته ای كه مورد نظراين مقاله است، اين است كه دانشگاه جندی شاپور كه در نوع خود از مهمترين مراكز علمی دنيای كهن بود در اين دوران. اين مدرسه گرچه از زمان شاپور اول پايه ريزی شده بود اما توسط اين پادشاه تعمير و گسترش يافت، دانشگاه جندی شاپور از مهمترين مراكز آموزشی و تحقيقی دنيای آن زمان بود كه تعداد زيادی دانشمند و پزشك در آن مشغول به تدريس، تحصيل و طبابت بودند. در اين مركز علاوه بر كتب تاليف شده دانشمندان ايرانی بسياری از كتابهای يونانی و هندی را به پهلوی ترجمه كرده و آن ها را تعليم می دادند. با مطالعه و بررسی اين دانشگاه می توان به قدمت تعليم و تعلم رسمی در ايران پی برد.
در زمان انوشيروان عده ای از فلاسفه يونان، كه بعد از تعطيلی آكادمی آتن به دليل تعصب امپراطوری روم به ايران پناهنده شدند، مورد حمايت اين پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدريس مشغول شدند. انوشيروان حتی عده ای را به هندوستان فرستاد تا به فراگيری علوم بپردازد. طب يونان در مدرسه جندی شاپور رواج يافت. فلسفه ارسطو و افلاطون در زمان انوشيروان به فارسی ترجمه شد. برزويه طبيب نيز در زمان انوشيروان به هند رفت و با تنی چند از دانشمندان و كتب هند به ايران بازگشت.
مدرسه جندی شاپور در علم كيميا (شيمی)، زيست شناسی و علوم پزشكی نقش مهمی داشته است. در اين مدرسه آموزش و گفت و گو به زبان سريانی بود. از آنجا كه زبان سريانی نزديكی زيادی به زبان عربی دارد اين امر خود باعث انتقال سريع وساده تر علوم عهد باستان به دوره اسلامی شد. انوشيروان گذشته از تاسيس دانشكده طب جندی شاپور به تاسيس مدرسه ديگری كه در آن رياضيات، فلسفه و نجوم تدريس می شد در جندی شاپور اقدام كرد. تدريس در اين زمينه كاملا به زبان يونانی بود ولی شكی نيست كه عامل زبان فارسی نيز به طور غيرمرئی مخصوصا در رشته داروسازی وجود داشته است. پيوستگی بزرگ ميان طب اسلامی و يونانی را بايد در پزشكی اواخر دوره ساساني، به ويژه در مدرسه جندی شاپور جست و جو كرد.
گفتنی است، به هنگام ظهور اسلام جندی شاپور مهمترين دوران خود را می گذرانيد. مدرسه مذبور، كه مهمترين مركز پزشكی عصر به شمار می رفت، محيطی برای مركز تجمع دانشمندان با مليتهای گوناگون بود. در اين مدرسه دانشمندان سنتهای پزشكی يوناني، هندی و ايرانی رابا هم در آميخته و زمينه را برای پزشكی اسلامی آماده می كردند. درآميختن مكاتبه مختلف پزشكی ازتركيبی خبر می داد كه می بايست در پزشكی اسلامی آينده انجام پذيرد.
افتخار ابداع روش درمان بيمارستانی را بايد تا اندازه زيادی از آن ايرانيان دانست. يمارستانهای دوره اسلامی اغلب براساس نمونه ها و اصول بيمارستانی جندی شاپور ساخته شده بودند.
بيمارستانهای معروف عضدالدوله در شيراز و بغداد،بيمارستانهای متاخر دمشق و رفاهی براساس نمونه جندی شاپور بنا گرديده بودند. نخستين فرآورده دارويی اسلامی نيز از اين مركز بزرگ پزشكی جهان بوده است. در اين ميان نقش دانشگاه جندی شاپور را در انتقال علم كيميا نيز به هيچ وجه نمی توان ناديده گرفت. جندی شاپور به هنگام فتوحات اعراب مهمترين مركز پزشكی جهان بوده است. اين دانشگاه تا قرنها از مشهورترين دانشگاههای جهان بود.
دانستنیهای كوتاه از دانشگاه جندی شاپور
● در واقع پزشكي، شيمی (كيميا) و زيست شناسی از بارزترين علومی بود كه در دانشگاه جندی شاپور تعليم داده می شد و اين مكان همچون ذخيره گاه و پلی دستاوردهای علمی دنيای باستان را بعدها به دوران اسلامی انتقال داد. در يك جمله می توان گفت اين مركز به هنگام فتوح اعراب، مهمترين مركز پزشكی جهان باستان بوده است. بدين ترتيب می توان ايران رااز هزاران سال پيش جزو سر آمدان علوم به شمار آورد.
● جندی شاپور شهری در دل منطقه خوزستان است كه به دست شاپور اول بنا شد، اين شهر در شرق شوش، جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتركنونی بوده است.
● در سال ۲۷۱ پس از ميلاد به دستور شاپور اول مدرسه ای در اين شهر بنا شد.
● بسياری از فيلسوفان، دانشمندان و شعرای معروف در اين دانشگاه تحصيل و تدريس می كردند، ابوحسن بن هانی خوزستانی يكی از معروفترين شعرای قرن سوم در اين دانشگاه به تحصيل علم و هنرپرداخت، عبدا... بن ميمون اهوازی منجم قرن سوم، ودعبل خزايی يكی از سخنوران و شعرای شيعه عرب كه در زمينه تمجيد امامت و ولايت اشعار جاودانی سروده، در اين دانشگاه به تحصيل پرداخت. در سال ۱۳۳۴ دانشكده پزشكی در جندی شاپور تاسيس شد، اين دانشگاه شامل دانشكده های پزشكی و كشاورزی است و عده ای از اساتيد از دانشگاه تونبيگن آلمان برای تدريس به اين دانشگاه آمدند.
نخستین دانشگاه شناور جهان در نیوزلند پهلو گرفت
نخستین دانشگاه شناور جهان در نیوزلند پهلو گرفت
چگونه از طبقه پنجم به پایین بپریم.
به گزارش مهر ، بر اساس اين طرح اين فضاي مدور توسط تورهاي ويژه حرکات آکروباتيک که به صورت مارپيچ از بالا تا پايين پنج طبقه را در بر گرفته اند ، پوشيده شده و بازديدکنندگان مي توانند بدون نياز به استفاده از راه پله بر روي اين تورها قدم گذاشته بر روي آن راه بروند ، بنشينند و يا بخوابند.
اين طرح ابتکاري بخشي از برنامه «تفکر درباره فضا: تغيير در موزه گوگنهايم» است که به منظور دريافت ايده هاي مختلف براي استفاده از فضاي داخلي ساختمان مشهور «فرانک لويد رايت» آغاز شده است.
در صورت اجراي اين طرح بازديدکنندگان بايد موزه را از بالا يعني طبقه پنجم ديدن کرده و به تدريج و با قدم گذاشتن به فضاي معلق ميان طبقات به ديدن ديگر بخش هاي موزه بروند.
![]()
اطلاعیه- ثبت نام برای کلاس ICDL2
و اما چند نکته ی مهم: از الان تا قبل از ساعت ثبت نام نظرتون رو راجع به ساعت برگزاری کلاس در همین مطلب بذارین. در صورتی که دانشکده به دلایل نا معلوم با برگزاری کلاس مخالفت کرد با کسب اجازه از مدیران وبلاگ آموزش ICDL2 رو در همین وبلاگ انجام خواهیم داد. و اما مهم تر از همه خواهش می کنم اطلاع رسانی کنید. با تشکر
متنی جالبناک
اندر احوالات دانشجوران
شروع ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
دو هفته بعد از شروع ترم
قبل از امتحانات میانترم
در طول امتحانات میانترم
بعد از امتحانات میانترم
قبل از امتحانات پایانترم
اطلاع از برنامه پایانترم
هفت روز قبل از پایانترم
شش روز قبل از پایانترم
پنج روز
چهار روز
دو روز
یک روز
شب امتحان
یک ساعت قبل امتحان
هنگام خروج از سالن
و جالب تر از همه
.
.
بعد از پایان امتحانات
دوستانه
(khoshbakhti & golkaram)
nazar be inke dar ruze entekhab vahed shimi fizik faghat 23 nafar zarfiat dasht vabachehaye ma hodudan 80 90 nafaran mishan kesaii ke natunestan in dars ro bardaran dar in comment ba esme khodeshun nazar bezaran ta age be hade nesab resid ye darkhast bedim ta ye goruh ezafe beshe .kesi ke in matno mikhone lotfan be baghie ham etela resani kone.
khoshbakhti.
تفاوت 4 مهندس
چهار تا مهندس برق، مكانیك، شیمی و كامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن كه یهو ماشین خراب میشه. خاموش میكنه و دیگه هر چی استارت میزنن روشن نمیشه...
آرزوهای ویکتور هوگو
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی...
بیاندیشم3
قدرت کلمات!
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست و شما خواهید مرد.
دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارند. چون نمی توانید از گودال خارج شوید و به زودی خواهید مرد.
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ی دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. بقیه قورباغه ها صدا می زدند که دست از تلاش بردار اما او با تلاش بیشتری تلاش کرد و سرانجام از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرف های ما را نشنیدی؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!!!(خوشبختی)
بیاندیشم2
اراده!
مهدی کفاش
سردار شکست خورده مورچه را می دید. که دانه ای چند برابر خودش را به زحمت به بالای دیوار می کشد. اندیشید: چه کار دشواری؟!
هرچه منتظر ماند تا دانه از دهان مورچه رها شود و بیفتد تا دوباره تلاش کند نیفتاد. به ناچار با انگشت مورچه و دانه را انداخت. هفتاد بار انداخت و وقتی از اراده و پشتکار مورچه درس گرفت مورچه را له کرد.(خوشبختي)
اندر فواید (Solar Cell(2
برای ادامه این بحث بهتره بگم که در کشور ما در بعضی از دانشگاه های مطرح مثل دانشگاه شریف کارهای پژوهشی انجام میشه که من یکی ازاونها یعنی آزمایشگاه نانو دانشکده فیزیک شریف رو از نزدیک دیدم..
راستش برای اولین بار که به این آزمایشگاه رفتم واقعا تعجب کردم!!!! یه آزمایشگاه ساده وجمع وجور با یه سری امکانات ساده که از همین آزمایشگاه کوچک چندین مقاله ISI چاپ شده که همه این مقاله ها توی یک کمد ساده موجود بود..
خود دانشجوهایی هم که تو اون آزمایشگاه مشغول بودند به این موضوع اذعان داشتند که خیلی از آزمایشهای پیچیده با چندتا وسیله ساده قابل اجرا هستند.......یه ذره از اصل موضوع دور شدیم ولی فکر کنم گفتن این حرفا خیلی مفیده چون خود منم تا قبل از دیدن اون آزمایشگاه فکر میکردم یه کار پژوهشی به یه آزمایشگاه فوق العاده پیشرفته نیاز داره
الغرض..میخواستم بگم که توی همون آزمایشگاه ساده سلولهایی با بازده 5٪ هم ساخته شده( تو پرانتز بگم که حداکثر بازدهی که برای این سلولها روی کاغذ محاسبه شده 41٪ است)
سلولهایی که به طور متداول در سطح جهان استفاده میشه تقریبا میتونند روزانه تا 10kw برق تولید کنند که این مقدار برای خونه های ما تقریبا دو برابر بیشتر از نیاز ماست...این همه از مزایای این سلولها گفتیم بذارید تنها مشکل این سلولها رو هم بگیم. تمام تلاشهایی که در پژوهشکده ها ودانشگاه های مطرح جهان از جمله MIT انجام میشه برای پایین آوردن قیمت این پنلهاست..
صحبت در مورد این انرژی فناناپذیر(البته تا وقتی که انسان هست!)بسیاره ولی خوب به دلیل مشغله هایی که دارم فعلا به همین بسنده میکنم...تا یادم نرفته اینو هم بگم که بی شک همه ما به موضوعاتی علاقه مندیم که طبیعتا به خاطر همین علاقمون اطلاعات بیشتری در این زمینه داریم .. دیگران رو از این اطلاعات علمی ،هنری یا حتی فلسفی بی بهره نکنیم.
حتما خیلیهاتون کتاب "استاد عشق" که در مورد زندگی دکتر حسابیه خوندید.هر چند یه جاهایی پسر پرفسر حسابی از اغراق استفاده کرده ولی به یاد بیارید که پرفسر حسابی وقتی میخاست به درس خونده های مملکت بگه فیزیک چیه گفت یه چیزی شبیه شیمیه!!!!!!
باز هم میگم که این مملکت با تلاش بزرگانی همچون پرفسر حسابی به اینجا رسیده...
و حالا نوبت ماست ...
بیاندیشم1
آن سوی پنجره!
در بیمارستانی دو مرد در یک اتاق بستری بودند یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تختش بخوابد آنها ساعت ها با هم صحبت می کردند از همسرو خانواده و خانه و سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند.
هر روز بعد از ظهر مردی که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد بیمار دیگر در مدت این ساعت با شنیدن حال و هوای بیرون روحی تازه می گرفت.
مرد کنهر پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت این پارک دریاچه ی زیبایی داشت مرغابی ها و قوها در آن شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آن سرگرم بودند درخت های کهن منظره های زیبایی به آنجا بخشیده بودند
و تصویر زیبایی از شهر در افق دور دست دیده می شد مرد دیگر که نمی توانشت آنها را ببیند چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهنش مجسم می کرد و احساس زندگی می کرد
روزها و هفته ها سپری شد. یک روز صبح پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود جسم بی جان مرد کنار پنجره را دید که در خواب و با کمال آرامش از دنیا رفته بود پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند
مرد دیگر تقاضا کرد که او را به تخت کنار پنجره منتقل کنند پرستار این کار را برایش انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد آن مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون پنجره بیاندازد حالا او دیگر می توانست زیبایی های بیرون را با چشمان خودش ببیند هنگامی که از پنجره به بیرون نگاه کرد در کمال تعجب با یک دیوار آجری بلند مواجه شد!
مرد پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرد چنین مناظر دل انگیزی را برای او توصیف کند؟
پرستار پاسخ داد:شايد او می خواسته به تو قوت قلب بدهد چون آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست این دیوار را هم ببیند!!! (خوشبختی)
اطلاعیه
با سلام مجدد خدمت دوستان و هم کلاسی های عزیزم. با مشورتی که با تعدادی از دوستان انجام شد قصد دارم پیشنهاد برگزاری کلاس ICDL2 رو با شرایط زیر خدمتتون عرض کنم. 1-این کلاس مخصوص دانشجویان مهندسی شیمی ورودی 87 می باشد. 2- شرکت در این کلاس بصورت رایگان می باشد. 3- ثبت نام در این کلاس به علت کمبود فضای آموزشی محدود می باشد. 4- مدرس این کلاس بنده (محمد احمدی دارنده مدرک ICDL2 از جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت تهران) می باشم. (البته لازم به ذکر است که بی شک بنده در زمینه های علمی و اخلاقی چیزهای زیادی را باید از شما بیاموزم!
) 5- مدت این دوره حدودا یک الی یک ماه و نیم به طول می انجامد. 6- برای شرکت در این دوره نیاز به دانستن مطلب خاص یا گذاراندن ICDL1 نیست. 6- زمان برگزاری کلاس ها هفته ای 2 ساعت می باشد. 7- مکان برگزاری کلاس ها در سایت دانشکده فنی می باشد. به طور کلی ICDL2 شامل Excel،Access و Power point می باشد که البته بنا به در خواست شما می توانیم Word را هم به این مجموعه اضافه کنیم یا Access را از دوره حذف کنیم. دوره بر اساس office 2003 می باشد. به علت کمبود زمان،آموزش این مهارت ها در حد آشنایی می باشد. 8- در انتهای دوره هیچگونه مدرکی مبنی بر گذراندن این دوره به شرکت کنندگان تعلق نمی گیرد. البته نظرات شما می تواند به برگزاری بهتر این دوره کمک کند. روز برگزاری کلاس هم هنوز مشخص نیست. زمان ثبت نام هم متعاقبا اعلام خواهد شد. طبعا کسانی که زودتر ثبت نام کنند در اولویت قرار می گیرند.منتظر سوالات و نظرات شما هستم. لطفا به سایر دوستان اطلاع رسانی کنید. متشکرم.
اندر فواید(1) Solar Cell
اولین مطلبمو در مورد solar cell مینویسم چون خیلی موضوع جالبیه. حتما شما هم بعد از خوندن این چند خط با من موافق میشید...
اگه بخام خیلی خلاصه این سلولها رو توضیح بدم بهتره بگم که اساس کار این سلولها پیوند بین نیمرسانای نوع p و n است که یه چیزایی در موردشون میدونیم.
بعضی وقتا آدم فکر میکنه که علت این همه پیشرفت علم در کشورهای اروپایی چیه ولی وقتی به موضوعات جدیدی مثل انرژی خورشیدی میرسیم تازه میفهمیم که بله ..پیشرفت اون کشورها از همین توجهشون به این المان های کوچک شروع شده...
بهتره بدونید که در بعضی کشورها از صاحب خانه میپرسند که آبا شما میخاید که برقی که به شما فروخته میشه حاصل سوزوندن سوختای فسیلی باشه یا از انرژی نو....وجالبتر اینه که بعضیا ترجیح میدند با وجود گرانتر بودن هزینه برق مصرفیشون طبق تعرفه انرژی نو محاسبه بشه
بله دوستان تفاوت در همین طرز فکرهاست...
تصور کنید که روزی نفت وگازی برای تولید انرژی در کار نباشه. فکر میکنید تمیزترین وبی دردسرترین منبع انرژی چه چیزی میتونه باشه؟ اگه انرژی هسته ای به ذهنتون رسیده .....نه آلودگیهای پسماند های این روش به تولید برقش نمی ارزه!! هر چند مملکت ما تو همینشم مونده!!!!
حالا برای چند لحظه سر به هوا باشید! خورشید بی هیچ چشمداشتی انرژی خودشو به ما مجانی میده وصد افسوس که ما.........
کشور ما از نظر میزان تابش خیلی خیلی در وضعیت بهتری نسبت به کشورهای اروپایی قرار داره ... ولی برید یه نگایی به خونه هایی که تمام پشت بام ها وپنجره هاشون از پنل های خورشیدی پر شده بندازید بعد بیاید خونه های ما رو ببینید....
اشکالی نداره . فراموش نکنید که کشور ما خیلی از این چیزایی که دور وبرمون میبینیم رو نداشت ولی به همت پرفسر حسابی ها به این جا رسید.
و حالا نوبت ماست...
دوباره سلام...
ترم جدید فرصت خوبیه تا سرنوشت این وبلاگو از سرنوشت دیگر وبلاگهای ورودی های قبل جدا کنیم وبه فکر ارتقا توان علمی وکاربردی وبلاگمون باشیم.
اگر با من موافقید "بسم ا... "
انتخاب واحد و شروع ترم جدید
ترم جدید شروع جدید!
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردا
ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب!
همیشه رفتن رسیدن نیست.اما برای رسیدن باید رفت.در بن بست هم راه آسمان باز است.
«دکتر علی شریعتی»